غلامحسين محرمى
98
تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )
« خليفه كسى است كه به كتاب خدا و سنت پيامبر عمل كند و كسىكه كارش ظلم است ، نمىتواند خليفه باشد ، بلكه پادشاهى است كه ملكى به دست آورده ، مدت كمى بهرهمند مىشود بعد لذتش قطع مىگردد ، ولى بايد حساب پس بدهد » « 1 » . از ديگر ويژگى جامعهء تشيّع در اين مقطع ، اتحاد و يكپارچگى شيعه است كه از جايگاه رهبران شيعه ناشى مىشود . تا شهادت امام حسين عليه السّلام هيچ انشعابى در شيعه نمىبينيم . حسنين عليهما السّلام در ميان مسلمانان داراى جايگاهى بودند كه هيچيك از ائمهء طاهرين عليهم السّلام بعد از آنها ، جايگاه آن دو بزرگوار را نداشتند . اينان يگانه ذريّه پيامبر بودند . امير المؤمنين در جنگ صفين هنگامىكه ديد امام حسن عليه السّلام با تندى پيش مىرود ، فرمود : « به جاى من شما اين جوان را نگه داريد ( از پيكار او جلوگيرى كنيد ) تا مرا درهم نريزد ، كه من حريص هستم اين دو جوان ( حسن و حسين عليهما السّلام ) كشته نشوند ؛ زيرا با مرگ آن دو ، نسل پيامبر قطع مىشود » « 2 » . حسنين عليهما السّلام در ميان صحابه پيامبر نيز احترام ويژهاى داشتند . اين مطلب در بيعت مردم با امام حسن عليه السّلام روشن مىشود كه صحابه پيامبر خلافت حضرت را پذيرفتند و هيچيك اعتراضى نكردند ؛ ازاينرو در خلافت امام حسن عليه السّلام جز از طرف شام مشكلى نمىبينيم . آن گاه كه حضرت صلح كرد و خواست از كوفه خارج شود و به مدينه برگردد ، مردم به شدت مىگريستند ، در مدينه نيز از گزارشى كه يكى از قريشيان به معاويه مىدهد ، جايگاه آن جناب روشن مىشود ؛ مرد قريشى در گزارش خود به معاويه چنين نوشته بود : « يا امير المؤمنين ! حسن نماز صبح را در مسجد مىخواند و بر سجادهاش مىنشيند ، تا اينكه خورشيد طلوع كند . آنگاه به ستونى تكيه مىدهد ، هركس در مسجد باشد ، به خدمتش مىرسد و با او گفتوگو مىكند تا اينكه آفتاب بالا آيد ، و دو ركعت نماز مىگزارد و برمىخيزد و مىرود و از حال همسران پيامبر جويا مىشود و بعد به منزلش مىرود . . . » « 3 » امام حسين عليه السّلام نيز مانند برادر بزرگوارش احترام بالايى داشت . بهطورى كه حتى عبد الله بن زبير ، دشمن سرسخت اهل بيت عليهم السّلام ، نمىتوانست موقعيت امام حسين عليه السّلام را انكار كند . تا
--> ( 1 ) . ابو الفرج اصفهانى . مقاتل الطالبيين ، منشورات الشريف الرضى ، قم 1416 ه ، ص 82 . ( 2 ) . نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، خطبهء 168 ، ص 660 . ( 3 ) . بلاذرى . انساب الاشراف ، دار التعارف للمطبوعات ، بيروت ، 1394 ه ، ج 3 ، ص 21 .